
پس از آن غروب رفتن
اولين طلوع من باش
من رسيدم رو به آخر
تو بيا شروع من باش
شبو از قصه جدا كن
چكه كن رو باور من
خط بكش رو جاي پاي
گريه هاي آخر من اسمتو ببخش به لبهام
بي تو خاليه نفسهام
قد بكش رو باور من
زير سايه بون دستام
خواب سبز رازقي باش
عاشق هميشگي باش
خسته ام از تلخي شب
تو طلوع زندگي باش
پس از آن غروب رفتن
اولين طلوع من باش
من رسيدم رو به آخر
تو بيا شروع من باش
شبو از
چكه كن رو باور من
خط بكش رو جاي پاي
گريه هاي آخر من
من پر از حرف سكوتم
خاليم رو به سقوطم
بي تو و آبي عشقت
تشنه ام كوير لوتم
نمي خوام آشفته باشم
آرزوي خفته باشم
تو نزار آخر قصه
حرفمو نگفته باشم
پس از آن غروب رفتن
اولين طلوع من باش
من رسيدم رو به آخر
تو بيا شروع من باش
شبو از قصه جدا كن
چكه كن رو باور من
خط بكش رو جاي پاي
گريه هاي آخر من
ارسال توسط حسین
خسته از نگاه عالم گوشه گير جنگلا
خيلي دوست دارم برم به سرزمين كربلا
اما اين همه پرنده چرا طاووس شدن
اي خدا ببين چطور از همه مايوس شدن
آخه چي مي شد منم عقاب و شاهین مي شدم
مي تونستم بپرم به آرزو هاي خودم
همه زل زدن به پاي زشت من
نمي دونند كه چيه سرشت من
نمي دونن كه مي خوام چيكار كنم
دلمو به عشق كي دچار كنم
دوست دارم راهي كربلا بشم
تا منم سري توي سرها بشم
حالا از كجا برم پاي پياده اي خدا
راهمو نشون بده مي خوام برم به كربلا
حالا از كجا برم پاي پياده اي خدا
راهمو نشون بده مي خوام برم به كربلا
حالا از كجا برم پاي پياده اي خدا
راهمو نشون بده مي خوام برم به كربلا
خسته از نگاه عالم گوشه گير جنگلا
خيلي دوست دارم برم به سرزمين كربلا
اما اين همه برنده چرا طاووس شدن
اي خدا بببين چطور از همه مايوس شدن
آخه چي مي شد منم عقاب و شاهين مي شدم
مي تونستم بپرم به آرزو هاي خودم
همه زل زدن به پاي زشت من
نمي دونن كه چيه سرشت من
نمي دونند كه مي خوام چيكار كنم
دلمو به عشق كي دچار كنم
دوست دارم راهي كربلا بشم
تا منم سري توي سر ها بشم
حالا از كجا برم پاي پياده اي خدا
راهمو نشون بده مي خوام برم به كربلا
حالا از كجا برم پاي پياده اي خدا
راهمو نشون بده ميخوام برم به كربلا





تولد یک سالگی سرزمین شعر مبارک
این شعر تقدیم به سرزمین شعر
وجود زیبایت وارد به دنیا میشود
هدیه سالروزش این آوا میشود
عاشقی چون من بی پروا میشود
زان پس یک عمر رسوا میشود
در شعر تولد غرق رویا میشود
باری دیگر با تو هم صدا میشود
به خاطر چشمانی که ناگاه مهربان میشود
چه روزگاری که اینگونه درخشان میشود
و اینگونه سالی از نو آغاز میشود
که قلم دوباره از نوساز میشود









ز من نگارم عزیزم ،خبر ندارد
به حال زارم حبیبم، نظر ندارد
خبر ندارم من، از دل خود
دل من از من ،عزیزم خبر ندارد
دل من از من، عزیزم خبر ندارد
كجا رود دل عزيز من ، آخ كه دلبرش نيست
كجا رود دل عزيز من ، آخ كه دلبرش نيست
كجا پرد مرغ ،حبیبم كه پر ندارد
كجا پرد مرغ ،حبیبم كه پر ندارد
امان از اين عشق عزيز من آخ فغان از اين عشق
امان از اين عشق عزيز من آخ فغان از اين عشق
كه غير خونه ه جگر ندارد
كه غير خونه ه جگر ندارد
كجا پرد مرغ ،حبیبم كه پر ندارد
كجا پرد مرغ ،حبیبم كه پر ندارد

هيشکي نگفت يه دختره
تنها تو اين شهر شلوغ
بين نگاه هرزه
مردم سرتاپا دروغ
چه حالي داشت وقتي همه
آرزوهاش مرده بودن
وقتي که دست هاي پليد
آبروشو برده بودن
هيشکي نفهميد چي کشيد
وقتي که مرگشو مي ديد
توي هجوم نعره ها
هيشکي صداشو نشنيد
بدون دروغ نيست
اين حرف ها داره صحت
همه ماها شديم
يه مار چهار و سه خط
ماييم وارث درد
ماييم باعث مرگ
غيرت ايراني ها رو
صاعقه زد
حرف ها بحث ها
رفت روي اعصاب
شد کابوس برگ
کم کم خواست به صدا دربياره ناقوس مرگ
دختر ايراني ناموس تو ناموس من
چرا کاري کرديم خودش بره به پابوس مرگ
چطوري دلمون اومد
با ابروي يه دختر
ما بازي کنيم
که زندگيش بشه مختل
تو کنج اتاق
تکيه داده اون تنها
خدا اشکو به اون
هديه داده بود شبها
ولي حالا شب و روز
چشم ها تشنه اشک
طوري که ديگه تموم شده بود
چشمه اشک
گقت به خدا
اي خداي من
فقط يه خواهش
به من بگو همه اينها فقط يه خوابه
ولي خواب نيست
دخترک بيدار بود
دخترک بازيچه جماعت بيکار بود
بيمار شد
از تهمت هاي کثيف و نابجا
اي خدا بده دخترو از دسيسه ها نجات
پس کجا رفته
غيرت مرداي اين شهر شلوغ
تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ
بيمار شد
از تهمت هاي کثيف و نابجا
اي خدا بده دخترو از دسيسه ها نجات
تا به حال همچين بلايي سرت نيومده
که اگه بياد مي گي بلا از اين بدتر اومده؟
ولي کدوم ما جامونو گذاشتيم جاش
که ببينيم چي مي کشه
ما هم بسوزيم پاش
کاش ياس مي مرد همچين روزي نبود
که غيرت بميره به دست يه خنجر عمود
خنجر به دست يکي بود
ماهمکارشيم
که توي جهنم
ما هم با اون هم بالشيم
خطاب به اون پسر
که چقدر مي توني کثيف باشي
کاري که تو کردي بدتر بود از اسيد پاشي
تو که حاضری خود را بکشی واسه حسین
تو که محرم، سیاه رو میپوشی واسه حسین
حسین گفت اگه دین نیست
باشیم آزاد مرد
نه واسه یه سیدی کثیف کنیم بازار رو گرم
اون دختر زحمتها کشيد
تا به شهرتي رسيد
واسه لذت بردن از اسمش
يه مهلتي بديد
گفتيد صحبتي جديده
نوبت همينه
با سرعتي عجيب
چه تهمتي زديد
پس کجا رفته
غيرت مرداي اين شهر شلوغ
تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ
الکي تبصره نزن
خودتو تبرئه کني
تو عقل داشتي
خود تو رهبر خودي
ولي دونسته خودت رفتي عقب گناه
پس بشين تو منتظر غضب خدا
ولي نه، ماهي رو هر وقت که از آب بگيري تازه است
پس بدون که راه براي برگشت باز هست
بايد راه بست به تبليغ بيشتر
و سعي کرد براي تبديل خويشتن
به انسان واقعي
با همه صفات
با انصاف و واقع بين
حاضر واسه دفاع
مي گم به اونهايي
که واسه باقي حرف تشنه ان
شک نکن تو همين حالا سي دي رو بشکن
بيل گيتس پولدارترين فرد روي زمين ميگه : شما وقتي به پدر و مادرتون ميگين که اونها خيلي کسل کننده و قديمي هستند يادتون باشه اونها وقتي به سن شما بودن يا مثل شما بودن يا از شما شادتر
متن زير تقريبا سرگذشت اکثر کسانيست که قدر عزيزترين چيز زندگيشون را نميدونند و شايد سرگذشت تک تک ما :
وقتی که تو 1 ساله بودی، اون (مادر) بهت غذا میداد و تو رو می شست و به اصطلاح تر و خشک می کرد تو هم با گریه کردن و اذيت کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی
وقتی که تو 2 ساله بودی، اون، بهت یاد داد تا چه جوری راه بری تو هم این طوری ازش تشکر می کردی که ، وقتی صدات می زد ، محل نميگذاشتي و فرار می کردی
وقتی که 3 ساله بودی، اون ، با عشق تمام غذایت را آماده می کرد تو هم با ریختن ظرف غذا ،کف اتاق ، ازش تشکر می کردی
وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خرید تو هم، با رنگ کردن میز و ديوار ازش تشکر می کردی تا نشون بدي چقدر هنرمندي !
وقتی که 5 ساله بودی، اون لباس شیک به تنت کرد تا به تعطیلات بری تو هم، با انداختن خودت تو گِل، ازش تشکر کردی
وقتی که 6 ساله بودی، اون، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد تو هم ، با فریاد زدنِ : من نمی خوام برم!، ازش تشکر کردی
وقتی که 7 ساله بودی، اون، برات وسائل بازی خرید تو هم، با پرت کردن توپ به پنجره همسایه کناری، ازش تشکر کردی
وقتی که 8 ساله بودی، اون، برات بستنی ميخرید تو هم، با چکوندن (بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر ميکردی
وقتی که 9 ساله بودی، اون ، هزینه کلاس هاي اضافي تو رو پرداخت تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای یاد گیری ازش تشکر کردی و بجاش فقط فکر مسخره بازي بودي
وقتی که 10 ساله بودی، اون، تمام روز رو معطل تو بود و رانندگی کرد تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس تقويتي و از اونجا به جشن تولد دوستانت ببره تو هم ، با بیرون پریدن از ماشین، بدون اینکه پشت سرت رو هم نگاه کنی ازش تشکر کردی
وقتی که 11 ساله بودی اون تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما برد تو هم ازش خواستی که در یه ردیف دیگه بشینه و بگذاره که راحت باشين و اينجوري ازش تشکر کردی و زحمت کشيده !
وقتی که 12 ساله بودی، اون تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلویزیون و ماهواره بر حذر داشت تو هم، صبر کردی تا از خونه بیرون بره و کار خودت را بکني و و اينجوري ازش تشکر کردی
وقتی که 13 ساله بودی، اون بهت پیشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی تو هم، ايجوري ازش تشکر کردی : تو سلیقه ای نداری ، من هر جور راحتم زندگي ميکنم ، قيافم مثل اين بچه بسيجي ها باشه خوبه !
وقتی که 14 ساله بودی، اون، هزینه اردو یک ماهه تابستانه تو رو پرداخت کرد تو هم،ازش تشکر کردی ، با فراموش کردن زدن يک تلفن يا نوشتن یک نامه ساده
وقتی که 15 ساله بودی، اون از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگیره و ابراز محبت کنه
تو هم با قفل کردن درب اتاقت! نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشه و اينجوري ازش تشکر کردی که خستگيش کاملا در بره
وقتی که 16 ساله بودی، اون بهت یاد داد که چطوری ماشینش رو برونی و به تو رانندگی یاد داد تو هم هر وقت که می تونستی ماشین رو بر می داشتی و می رفتی و بعضي وقتها هم خوردش ميکردي
وقتی که 17 ساله بودی، وقتیکه اون منتظر یه تماس مهم بود تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اینطوری ازش تشکر کردی
وقتی که 18 ساله بودی، اون ، در جشن فارغ التحصیلی دبیرستانت، از خوشحالی گریه می کرد تو هم ، بخاطر اين همه زحمتي که برات کشيده بود تا تموم شدن جشن، پیش مادرت نیومدی
وقتی که 19 ساله بودی، اون، شهریه دانشگاهت رو پرداخت، همچنین، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد تو هم با گفتن يه خداحافظِ خشک و خالی ، بیرون خوابگاه ازش جدا شدي ، به خاطر اینکه نمی خواستی بهت بگن بچه مامانی و اون هموم جا خشکش زد
وقتی که 20 ساله بودی، اون، ازت پرسید که، آیا شخص خاصی(به عنوان همسر) مد نظرت هست؟ تو هم ، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره من خودم واسه زندگيم بلدم تصميم بگيرم
وقتی که 21 ساله بودی، اون، بهت پیشنهاد يک خط مشی برای آینده ات داد تو هم، با گفتن این جمله ازش تشکر کردی : من نمی خوام مثل تو باشم ، فکراي تو قديمي است و دنيا عوض شده
وقتی که 22 ساله بودی، اون تو رو، در جشن فارغ التحصیلی دانشگاهت در آغوش گرفت تو هم ازش پرسیدی هزینه سفر به اروپا را برام تهیه ميکنی
وقتی که 23 ساله بودی، اون، برای اولین آپارتمانت ، بجاي کاد يه عالمه اثاثیه داد تو هم پیش دوستات بهش گفتي : اون اثاثیه ها چقدر زشت هستن
وقتی که 24 ساله بودی، اون دارایی های تو رو دید و در مورد اینکه ، در آینده می خوای با اون ها چی کار کنی، ازت سئوال کرد تو هم چون ديگه هيکلت بزرگتر از اون شده بود با دریدگی و صدایی (که ناشی از خشم بود) فریاد زدی : مــادررر ، لطفاً ، با من کل کل نکنيد اعصاب ندارم
وقتی که 25 ساله بودی، اون، کمکت کرد تا هزینه های عروسی رو پرداخت کنی، و در حالی که گریه می کرد بهت گفت که: دلم خیلی برات تنگ می شه تو هم بجاش یه جای دور رو برای زندگیت انتخاب کردی که مادرت مزاحم نباشه
وقتی که 30 ساله بودی، اون، از طریق شخص دیگه ای فهمید که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد تو هم با گفتن این جمله ،ازش تشکر کردی، "همه چیز دیگه تغییر کرده" و چون خانومت ميخواست بره پارک فوري قطع کردي
وقتی که 40 ساله بودی، اون، بهت زنگ زد تا سالگرد وفات پدرت رو یادآوری کنه تو هم با گفتن"من الان خیلی گرفتارم" ازش تشکرکردی و بهش تسليت گفتي
وقتی که 50 ساله بودی، اون، ديگه خيلي پير بود و مریض شد و به مراقبت و کمک تو احتیاج داشت تو هم با سخنرانی کردن در مورد اینکه والدین، سربار فرزندانشون می شن، ازش تشکر کردی
و سپس، یک روز بهت ميگن مادرت در تنهائي مرده و چند روز بعد جنازه بو گرفته اون را همسايه ها پيدا کردن و تو ............ و تو راحت ميشي ، اما تمام کارهایی که تو (در حق مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود میاد چون ديگه کسي نيست که فقط بخاطر خودت نه بخاطر چيزهاي ديگه ، تو رو از صميم قلب دوست داشته باشه
اگه مادرت،هنوز زنده هست، فراموش نکن که بیشتر از همیشه بهش محبت کنی ... و، اگه زنده نیست، محبت های بی دریغش رو فراموش نکن و به راحتی از اونها نگذر و از خدا بخواه که اونها را بيامرزه
همیشه به یاد داشته باش که به مادرت محبت کنی و اونو دوست داشته باشی، چون در طول عمرت فقط یک مادر داری ولي هزاران دوست ، هزاران فرصت تفريح ، هزاران ساعت وقت براي کارهاي ديگه و .........
امروز وقتي مادرم را ديدم رويش را ميبوسم و بهش ميگم ماماني دوستت دارم و به دوستانم هم ميگم که من از ته قلبم مامانم را دوست دارم

تو دنیای زمین و توپ رنگی
یه پرسپولیس داریم به چه قشنگی
عشقش تو قلبمون زنده است
قرمز ما هر جا باشه برنده است
تو تاریخش اسامی نامی داره
هر جای دنیا بری هامی داره
یه پرسپولیس یه عالمه ستاره
که کلی عاشقم هواش و داره
تقویم لیگ و هر کی که می نویسه
بدونه که جام مال پرسپولیسه
از تیممون می خوایم که با اقتدار
بره روی سکوی یک افتخار
اسم قشنگش روی تخت جمشید
از اون قدیم ندیما می درخشید
تیم بزرگمون از اون قدیما
سر بود از تموم تیمها
دفاع محکمش مثل یه سده
هر کی از جونش نذاره دکه
دوازباناش مثل پادشاهن
شاهینن و بدون اشتباهن
آقای گل همیشه از قرمزاست
حساب تو از همه ی لیگ جداست
هر جا که پرسپولیس برنده میشه
میشکفه کلی گل خنده
بی حرمتي به ساحت خوبان قشنگ نيست باور كنيد كه پاسخ آيينه سنگ نيست سوگند مي خورم به مرام پرندگان در عرف ما، سزاي پريدن تفنگ نيست با برگ گل نوشته به ديوار باغ ما وقتي بيا كه حوصله غنچه تنگ نيست در كارگاه رنگرزان ديار ما رنگي براي پوشش آثار ننگ نيست از بردگي مقام بلالي گرفته اند در مكتبي كه عزت انسان به رنگ نيست دارد بهار مي گذرد با شتاب عمر فكري كنيد كه فرصت پلكي درنگ نيست وقتي که عاشقانه بنوشي پياله را فرقي ميان طعم شراب و شرنگ نيست
زندگي يک آرزوي دور نيست؛ زندگي يک جست و جوي کور نيست زيستن در پيله پروانه چيست؟زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست گوش کن ! دريا صدايت ميزند؛ هرچه ناپيدا صدايت ميزند جنگل خاموش ميداند تو را؛ با صدايي سبز ميخواند تو را زير باران آتشي در جان توست؛ قمري تنها پي دستان توست پيله پروانه از دنيا جداست؛ زندگي يک مقصد بي انتهاست هيچ جايي انتهاي راه نيست؛ اين تمامش ماجراي زندگيست
امروزصبح بازدلم هواي آمدنش کرده بود هرچقدربه ذهنم التماس کردم که خواب ديشبم رابرايم به تصويربکشاندولي نشد گريه کردم تاشايداشکهايم گره گشاي کارم شوند امابازهم نشد سوختم ولي نشدانگارهمه چيزوهمه کس دست به دست هم داده بودند تا طعم تلخ فراموشي را به من هديه بدهند امروزفقط سوختم وگفتم کاشکي صبح طلوع نمي کرد
ارسال توسط عسل
![]()
دو نيمه ي خاموش .. دو نيمه ي خسته
دو شعر نخوانده .. دو بغض شکسته
دو نيمه ي ابي .. دو نيمه ي دريا
دو نيمه ي مهتاب .. دو نيمه ي رويا
دو نيمه ي شاعر .. دو نيمه ي عاشق
دو نيمه ي گريه .. دو نيمه ي هق هق
دو نيمه ي خورشيد .. دو نيمه ي روشن
دو نيمه ي تنها .. يکي تو يکي من
تويي که گذشتي .. منم که نشستم
تويي که تکيدي .. منم که شکستم
منم که نگفتي اسير ملالم
بهار سکوتم .. خزان خيالم
منم که نگفتي چگونه بخوابم
چگونه بميرم چگونه بمانم
چگونه نشستي در ان شب ماتم
به سوگ هميشه به بغض دمادم
گذشتي و گفتي دو نيمه ي سيبیم
اگرچه جداييم

چشمامو رو هم مي ذارم و
تو رو به يادم مي آرم و
دوباره دست تكون مي دم و
تو رو به همه نشون مي دم و
كم مي آرم آخه تو رو
تو رو به يادم مي آرم و
دنيا ديگه مثل تو نداره
نداره نه مي تونه بياره
دلها همه بي قرار عشقن
اما عشقي كه واسه تو بي قراره
هيچكي مثل تو نمي تونه
نمي تونه قلبمو بخونه
بگو بگو كدوم خيابونه
كه منو به تو مي تونه برسونه
چشمام رو هم مي ذارم و
تو رو به يادم مي آرم و
كم مي آرم آخه تو رو
تو رو به يادم مي آرم و
دنيا ديگه مثل تو نداره
نداره نه مي تونه بياره
دلها همه بي قرار عشقن
اما عقشي كه واسه تو بي قراره
هيچكي مثل تو نمي تونه
نمي تونه قلبمو بخونه
بگو بگو كدوم خيابونه
كه منو به تو مي تونه برسونه
نه نداره دنيا مثل تو مثل تو
نداره دنيا مثل تو مثل تو

به خدا همیشه از خدا میخوام
لحظه ی جداییمون سر نرسه
تا همیشه پا به پای هم باشیم
اما این کوچه به آخر نرسه
نگو تا ابد باید تنها باشم
آرزوهای منو ازم نگیر
من میخوام با تو باشم با خود تو
عشق من عشقمو دست کم نگیر
عشقمو دست کم نگیر
اینهمه شادابی یه روزی حروم میشه
کوچه هم تموم نشه عمرمون تموم میشه
تا ابد با من باش
همه ی هستی من
هستیمو ازم نگیر حرف رفتنو نزن
اینهمه شادابی یه روزی حروم میشه
کوچه هم تموم نشه عمرمون تموم میشه
تا ابد با من باش
همه ی هستی من
هستیمو ازم نگیر حرف رفتنو نزن
به خدا همیشه از خدا میخوام
لحظه ی جداییمون سر نرسه
تا همیشه پا به پای هم باشیم
اما این کوچه به آخر نرسه
نگو تا ابد باید تنها باشم
آرزوهای منو ازم نگیر
من میخوام با تو باشم با خود تو
عشق من عشقمو دست کم نگیر
عشقمو دست کم نگیر
اینهمه شادابی یه روزی حروم میشه
کوچه هم تموم نشه عمرمون تموم میشه
تا ابد با من باش
همه ی هستی من
هستیمو ازم نگیر حرف رفتنو نزن
اینهمه شادابی یه روزی حروم میشه
کوچه هم تموم نشه عمرمون تموم میشه
تا ابد با من باش
همه ی هستی من
هستیمو ازم نگیر حرف رفتنو نزن

We have a dream - you'll win tonight
امشب خواب میبینم که تو برنده میشوی
Take the chance, take the chance, God is on your side
شانس می آوری،شانس می آوری،خدا با توست
We pray for you, you're like a hurricane
برایت دعا میکنیم برای تو که مثل طوفانی
You can win, you can win, you can win the game
تو میبری،تو میبری،تو بازی را میبری
Try the impossible, we want a miracle
باید ببری،ما معجزه میخواهیم
And there is a million fans around
یک میلیون هوادار داری اینجا
Our dream is free, we want the victory
خواب ما راست است ما پیروزی میخواهیم
The hero's back in town
قهرمان به شهر برگشته
Oh come on, we, we can win the race
آه زود باش،ما مسابقه را میبریم
Oh he, fights from face to face
آه او،رو در روی ماست در مسابقه
Oh see, he will win the game
آه ببین که بازی را میبریم
Again, again, again
دوباره،دوباره،دوباره
Oh come on, we, we can win the race
آه زود باش،ما مسابقه را میبریم
Oh he, he will take the chance
آه ما،شانس با ماست
Oh only the strong survive
آه فقط قویتر میبرد
We'll stay by your side
ما کنارت میمانیم
رویایی داریم،رهایش نمیکنیم
We can win, we can win, right from the start
ما میبریم،ما میبریم،از همان اول
The price is high, time is on your side
زحمت زیاد میبرد ، زمان به نفع توست
Take the chance, take the chance, you'll win tonight
شانس با توست،شانس با توست،خدا با توست
I know you are the best, you can beat the rest
میدانی که بهترینی،میتوانی همه را شکست دهی
We'll never let you down
هیچ وقت نمیگذاریم ببازی
You'll have the energy, we want the victory
تو قوی هستی،ما پیروزی میخواهیم
The hero is back in town

رفتی و بی تو دلم پر درده
پاییز قلبم ساکت و سرده
دل که می گفتم محرمه با من
کاشکی می دیدی بی تو چه کرده
ای که به شبهام صبح سپیدی
بی تو کویری بی شامم من
ای که به رنجام رنگ امیدی
بی تو اسیری در دامم من
با تو به هر غم سنگ صبورم
بی تو شکسته تاج غرورم
با تو یه چشمه چشمهء روشن
بی تو یه جادم که سوت و کورم
ای که به شبهام صبح سپیدی
بی تو کویری بی شامم من
ای که به رنجام رنگ امیدی
بی تو اسیری در دامم من
چشمهء اشکم بی تو سرابه
خونهء عشقم بی تو خراب
شادیا بی تو مثل حبابه
سایهء آهه نقش بر آب
رفتی و بی تو دلم پر درده
پاییز قلبم ساکت و سرده

زن : سحر چون می روی در کام امواج
کند تاب مرا هجر تو تاراج
ماهیگیر : منم یک مرد ماهیگیر ساده
خدا نان مرا در آب داده
زن : تو را دریا فرو کوبیده صد بار
ازین زیبای وحشی دست بردار
ماهیگیر : چو می خوانندم این امواج از دور
همه عشقم همه شوقم همه شور
زن : فریبش را مخور ای مرد زین پس
به گردابش به طوفانش بیندیش
ماهیگیر : نمی ترسم نمی پرهیزم از کار
به امید تو می آیم دگر بار
زن : اگر از جان نمی ترسی در این راه
بیاور گوهری رخشنده چون ماه
بشور از خانه ات فقر و سیاهی
که مروارید نیکوتر ز ماهی
ماهیگیر : ز عشقم گوهری تابنده تر نیست
سزاوار تو زین خوش تر گوهر نیست
ولیکن تا نباشم شرمسارت
فروزان گوهری آرم نثارت
زنی خاموش در ساحل نشسته
به آن زیبای وحشی چشم بسته
بر او هر روز چون سالی گذشته است
هنوز آن مرد عاشق بر نگشته ست
نتنها گوهری در دام ننشست !!!
که عشقی پاک گوهر رفت از دست .
![]()
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کني
--------------------------------------------------------------------------------------------
عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است
------------------------------------------------------------------------------------------------
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

رنگ نگات از اولم خیلی منو تکون نداد
دستای عاشقت به من حس خوش جنون نداد
به هر کی گفتم که شاید یه روزی مال من بشی
روی خوشی به من و انتخاب من نشون نداد
درست مث تقویمی که عوض می شه سر بهار
از ته دل دارم می گم خوب شد گذاشتمت کنار
ازاولم دیده بودم تو چشم تو وفا نبود
همش با دیگرون بودی حو اس تو به ما نبود
بی هوا هر وقت اومدم ازراه دور ببینمت
دیدم که لبخندای تو هیچ کدومش به جا نبود
خیال نکن بدون تو سر به بیابون می زارم
تو صحرا آواره می شم پای جای مجنون می زارم
فکر نکنی که تو بری روز و شبم یکی می شه
از غم تو ترانه های تلخ و گریون می زارم
از اولم محبتام تو قلب تو اثر نداشت
نصیحتام هیچ کدومش روی کارات ثمر نداشت
فهمیده بودم که دیگه ارزش موندن نداری
بریدن از تو بردنه اصن واسم ضرر نداشت
قولا و وعده های تو یه طبل پوچ و خالی بود
دوست دارم گقتن تو هیچی نداشت پوشالی بود
شبی که سنگامو باهات واکندم و گفتم برو
تازه دیدم نخواستنت یه انتخاب عالی بود
خدارو شکر که قلب من اون دل سنگتو شناخت
خوب شد که قلب عاشقم هستیشو پیش تو نباخت
من تازه فهمیدم باید تو جاده های زندگی
قصر بلور و رویارو با عاشق حقیقی ساخت
با چشم باز می خوام برم پی یه سرنوشت نو
هر چی بوده تموم شده تو هم یه لطفی کن برو
این آخرین حرف منه بهتره باورت بشه
طاقت موندن ندارم دیگه نه من دیگه نه تو
درست مث تقویمی که عوض می شه سر بهار
از ته دل دارم می گم خوب شد گذاشتمت کنار
شعر زیبای مریم حیدرزاده ارسال توسط منصوره

فرياد نزن ای عاشق
من صدايت را درون
قلب خود می شنوم
درد را در چهره ی عاشق تو
با ذهن خود می نگرم
فرياد نزن ای عاشق
فرياد نزن !
مريم جلالی:
بی سبب نيست چنين فريادم
بی گناه در دام عشق افتادم
چه درست و چه غلط زندگيه
هم خودم هم تورو بر باد دادم
بی گناه در دام عشق افتادم
ب:
اگر احساسمو می فهميدی
قلبتو دوباره می بخشيدی
لحظه ی پايان اين ديدار را
روز آغازی دگر می ديدی
م:
اگه بيهوده نمی ترسيدم
عشقو آن گونه که هست می ديدم
شايد اين لحظه ی غمگين وداع
قلبمو دوباره می بخشيدم
کاش از اين عشق نمی ترسيدم !
ب:
ما سزاواريم اگر گريانيم
اين چنين خسته و سرگردانيم
ما که دانسته به دام افتاديم
چرا از عاشقی رو گردانيم ؟
هردو:
وقتی پيمان دل و می بستيم
گفته بوديم فقط عاشق هستيم
ولی با عشق نگفتيم هرگز
از دو ایل نا برابر هستیم
از دو ایل نابرابر هستیم
ب:
نه گناهکاریم نه بی تقصیریم
منو تو بازیچه ی تقدیریم
هردو در بیراهه ی بی رحم عشق
با دل و احساس خود درگیریم
م:
بیشتر از همیشه دوستت دارم
گرچه از عاشقی و عاشق شدن بیزارم
زیر آوار فرو ریخته ی عشق
از دلم چیزی نمونده که به تو بسپارم
ب:
تو که همدردی مرا یاری بده
به من عاشق امیدواری بده
اگر عشق با ما سر یاری نداشت
تو به من قول وفاداری بده !
تو به من قول وفاداری بده !

کاش دزدان،عاشقی را از وجودم می ربودند تا دگر محتاج چشمان سیاه او نباشم آن کسی که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود دیدمش عشق را تعارف به یک بیگانه کرد عشق را آلوده کرد!!! او تمام هستیم را محو یک عشق معما گونه کرد جرم من این بود تنها یک نگاه با مجازاتی چنین سنگین و سخت! یک جدایی و آهی تلخ این تناسب در کدامین جای دنیا بوده است اگر که تنها عاشقی جرم من است دوست دارم که من مجرمترین انسان این دنیا باشم...
ارسال توسط مهدیه (ممنون از مهدیه جان برای دو ارسال پشت سر هم)

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش
---------------------------------------------------------------------------------------------
دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين
ایران به لطف یزدانو بچه ها میره در آلمان افتخار
سوغات بیاره
تو دروازمون میرزاپوره درسته که عقاب آسیا نیست
اما خودش یه پا شاهینه
طالب لو،رودباریان رقیبشن خطرناک تر از حریفاشن
دفاع ما امیدش به رضایی تجربه یحیی خودش یه تاکتیکه
َ
سمت چپ سه تفنگدار داریم نصرتی،زارع و صادقی
سمت راست کعبی کوچولو هست اما برای حریفاش یه پاغوله
زندی هم خوشتیپه هم خوش تکنیک
معدنچی که شوتاش حرف نداره
نکونام خودش دیوار چینه البته صحراب آجرهای دیواره
َ
مهدوی کیا سلطان پاس آسیاست
با سرعت موشکیش حریفاش جا میمونن
کاظمیان هم خوب گل میزنه
هم به وقتش خوب پاس گل میده
میرسیم به جادوگرآسیا تا سه بشماری حریفاش جا ماندن
تیموریان تنها نماینده ارامنست شجاعی پدیده این جام
َ
برهانی سرعتش حرف نداره خطیبی تکنیکش بی همتاست
عنایتی توپها را گل میکنه هوایی و زمینی فرقی نداره
هاشمیان را میگن هلی کوپتر
ولی بی اجازه پرواز میکنه و هد میزنه
دایی آقای گل جهانه همه جامها از او گل دیدن
فقط این یکی مانده که اونم میزنه
آلمان که میرید تنها نیستید دعای خیر مردم همراهتون
َ
برید در آلمان گل بزنید نام ایران را در جهان پرواز بدید
سرزمین شعرو سعید ان موزیک حمایت خود را از تیم ملی اعلام میکنند

خواب شقايق
دست منو رها نکن تو روز سرد بي کسي
تا که دوباره بو کنم عطر گلاي اطلسي
بيا که باز بهار بشيم خواب شقايق ببينيم
توآيينه خاطره ها دلاي عاشق ببينيم
تو لحظه هاي بي کسي همديگرو صدا کنيم
من مي دونم که اون دلت يه روز سبز و جاريه
سخاوت دستاي تو مثل گل بهاريه
نذار دوباره بينمون حرفاي بي حساب باشه
نذار که نامه هاي من دوباره بي جواب باشه
ارسال توسط سارا که این شعر را به تمام عاشقان تقدیم کرده

عزم و ايمان فخر و آواز است آنک مرد و ميدان توپ و دروازست آنک
گر حريفان داغ گلچين اند از گل جيب ياران پر گل تازست اکنون
بلبل گل چهره گل زن رشک گلچين رشک گلشن
ارمغان گل رخان را دسته بسته گل به دامن
ايران ايران ايران
فخر ايرانيد مردان روح ايمانيد مردان
مرد ميدان کيست رستم مرد ميدانيد مردان
اگه بـاهـات نبـودم ، برات که بودم اگه چشمات نبودم ، نگات که بودم
هـمه ی گـفـتـنی هـام فـقط تـو بودی اگه حرفات نبودم ، صدات که بودم
اگه پـاهـات نبودم ، يه راه که بودم اگه گريه نبودم ، يه آه که بودم
تو خودت مثـل روز آفتابی هستی اگه خورشيد نبودم ، يه ماه که بودم
می تونستی واسه من يه چاره باشی توی آسـمـون دل سـتـاره بـاشی
اگه شـيـرازه ی من پاچـيده از هـم می تونستی گره ی دوباره باشی
درقندون لب خندون در قندون لب خندون در قندون لب خندون در قندون لب خندون
تمیزه در قندون قشنگه لب خندون
اگه نخندی امروز می شی فردا پشیمون
یه وقت نریزه اشکی مثل نم نم بارون
خدا کنه که هیچوقت چشات نباشه گریون
یادت باشه همیشه که خنده گل قنده
شیرین می شی شیرین تر اگه لبات بخنده
در قندون لب خندون در قندون لب خندون در قندون لب خندون
دست علی یارتون خدا نگهدارتون

نقش من چی نقش تو چی_
قصمون چرا هر کی هر کی_
من به جای تو تو به جای من
بازی می کنیم تا یکی شدن
روزگار عجب کار نوایی_
جای هر کسی اینجا خالی_
پشت پنجره منتظر نمون
دنیارو ببین هم صدا بخووون
آسمون به شرط خورشید
زندگی به شرط خنده
بگین که تو شهر قصه
دل ساده سیری چنده
راه من چی راه تو چی_
بردوباخت این بازی با کی_
آدما چرا رنگ به رنگ می شن
هم زشت می شن و هم قشنگ می شن
چرا هر کسی صاف و ساده نیست
چرا دلخوشی بی اراده نیست
دست و توی دست من بزار
شکل خودت باش نقاب و بردااااار
آسمون به شرط خورشید
زندگی به شرط خنده
بگین که تو شهر قصه
دل ساده سیری چنده
چه شعر جلبی بود